تبليغاتX
از کوچه ی رندی - دو نگاه به برف استان،«فنی» و «فرهنگی»

برف و مديريت برف در استان ما

                                                                

كشورايران ، سرزمين پهناوري كه چهارجهت آن به انواع مظاهر رنگارنگ طبيعي نقش زده شده است.گويي قاليچه اي است كه انواع رنگ ها و درنگ ها درآن گره خورده.تابلوهاي متنوع وطبيعي ، از مناطق خشك و سوزان كويرستان ها گرفته تا جنگل هاي انبوه و سرسبزودرياها و كوهستان و برف و ديگر مظاهر طبيعي ،ايران زمين را كشوري منحصر به فرد كرده است. و از ميان تنوع زيست محيطي كشور و ويژگي هاي مخصوص و طبيعي  هر منطقه ، برف و كوه و البته سرما،سهم استان ما  شده است . يا شايد بهتر است بگوييم ما سهم برف و سرما شده ايم! اين عبارت دوم شايد در دنياي مدرني كه ما هم گوشه اي از آن نفس مي كشيم ادعايي خارج از موضوع نشان ندهد.

استان ما استان برف وآب هاي زلال است.سرزميني كه دردل زاگرس بزرگ آرام گرفته است. با داشته ها و نداشته هاي مخصوص خود.داشته هايي  ازحيث آن چه خدا به ما رايگان داده و نداشته هايي از جنس آن چه ما را از اين نصيب پر بها،  غافل كرده . براستي آيا بي توجهي ما به نعمت هاي  نصيب شده و بي اعتنايي به آن چه در اختيارمان قرار گرفته شده نوعي ناسپاسي نيست؟!

اما ازآن جاكه روي سخن اين مقال ، موضوع برف و بركاوي مديريت برف است، از بررسي و وانمايي ساير مشخصات استان صرف نظركرده وتنها به همين مقوله پرداخته مي شود.

به طور طبيعي هرگاه سخن ازبرف مي شود، همه به ياد تلخي ها و سختي هاي ناشي از برف مي افتند . حق هم دارند . برف تا كنون جز در موضوع اسكي و آدم برفي ساختنش!! هميشه درد سرآور بوده. برف با قطعي برق ، با قطع ارتباط جاده اي، با ريزش كوه ، و غيره همراه بوده . اما آيا نمي شود با اعمال يك مديريت درست و حساب شده تا حد ممكن از تلخي هاي برف بكاهيم و در جهت استفاده درست از اين نعمت خدادادي استفاده بريم؟

حتما چنين موضوعي شدني است.

هركدام از مظاهر طبيعي مثل جنگل و كوير و رودخانه و برف و غيره ، هم مي توانند موجب خوشي و دلخوشي باشند هم موجب تلخي و دردسر.

چه بسياراتفاق افتاده كه جنگل ها ي شمال كشور به دلايل مختلف انساني و طبيعي ، آتش گرفتند و اگر با بحران آتش مقابله نمي شد ، همين حرير سبز وچشم نواز، بلاي جان همسايگانش مي شد ، هدر رفتن سرمايه هاي ملي هم كه به بازگويي نياز ندارد! درآن  صورت ديگر جنگل ، سبز و رويايي و انبوه نيست كه پلنگ و طوفان و مرگ است و هيچ كس با پلنگ و طوفان ومرگ تفريح نمي كند! و همسايگي اش را بر نمي گزيند.

برف هم همين گونه است .برف استان ما ديگر يك حاثه غير مترقبه محسوب نمي شود.بي ترديد نبايد سرماي زمستاني و مشكلات ناشي از آن را تنها به حساب برف نهاد كه آمار ها نشان مي دهد درسه  ماهه ي اخير سال ، بارش برف نسبت به همين زمان در سال گذشته كمتر بوده. پس بارش برف ،اين نعمت الهي، لزوما باعث ايجاد خشونت زمستاني نيست .

اگر بپذيريم كه برف مشخصه اصلي استان ماست پس جادارد يك مركز مشخص اداري

(دولتي) براي مديريت آن داير گردد. مديريت ارشد استان مي تواند اين موضوع را در دستوركار برنامه ريزي خود قرار دهند و به منظور بررسي و مطالعه دقيق و عميق و راهبردي براي واكاوي تمام جهات سياه و سفيد برف گروهي از كارشناسان زبده و مرتبط استان  را مامور كنند تا ضمن تشكيل «كارگروه برف »به انواع  مسائل تلخ و شيرين مربوط به برف بيانديشند . مسائلي ازقبيل سامان دهي وضعيت جذب گردشگر ويژه برف در منطقه ، پيش بيني خطرات ناشي ازبارش برف و راه هاي مقابله با آن به منظور كمتر كردن تلفات ناشي از آن  ،پرداختن به موضوع امداد ونجات و يافتن راهكارهاي درست و عملي هنگام بروز مشكلات مترقبه و غير مترقبه ،ايجاد بستري مناسب و روان براي هماهنگي تمام دستگاه هاي دولتي مرتبط، با آموزش وپرورش براي مديريت نظام آموزشي در موسم بارش برف، بررسي مديريت انتظامي در هنگامه ي برف و راه بندان هاي ناشي از آن وهزاران نكته ي باريكتر از موي ديگر در اين ارتباط كه بر همگان روشن است.

در اين راستا  مديريت سنتي برف را بايد كنار گذاشت و باابزار مطالعاتي و اجرايي مدرن وروزمند از اين نعمت سرشار و اثربخش در راستاي منافع استان بهره ببريم.برای انجام چنین امری فوری ترین پیشنهاد تشکیل کارگروه برف در استان است. 

كاري كنيم كه با تكرار نام برف استان چهار محال وبختياري از رسانه ها ، مخاطبان و شنوندگان ، به ياد سرزميني بيفتند كه با اعمال مديريت صحيح ، برف را به عنوان يك نماد سپيد و زيباي  طبيعت  و هنگامه اي  قابل كنترل در طبيعت  خدا تبديل كردند.

كارگروه برف مي تواند با تدوين يك راهكار عملي و جدي در اين خصوص از هم اكنون به اين مهم بپردازد و تمام دستگاههاي اجرايي استان حتي دستگاههاي فرهنگي را در يك فراخوان عمومي ،به ارائه ي ديدگاهها و نظرات مختلف دعوت كند. برف را حتي از مقوله فرهنگي هم مي توان ديد. مگر نه اين است كه كوير با تمام زمختي اش ، آن چنان در شعر فارسي جا باز كرده كه هركسي آرزوي دست كم يك بار ديداربا كوير را در دل دارد؟كيست كه دلش براي شب هاي پرستاره كوير تنگ نمي شود و اين مقوله را زمين شناسان كوير معرفي نكرده اند كه معرفي دل انگيزي كوير،كار شاعران و نويسندگان كوير است.

آيا اهالي فرهنگي استان ماتا كنون براي معرفي چهره ي زيبا و حرير سپيد برف قلم زده اند؟ به اين دليل است كه به وجهه فرهنگي موضوع ، اشاره اي شده. همين جا پيشنهاد مي  نمايد يكي از مراكز فرهنگي استان کنگره ی  «شعر سراسري برف »را برگزار نمايد. و شاعران استان و كشور  را براي تصوير تابلويي زيبا از اين نعمت لطيف دعوت كنند... 

نگارنده ،ترديد ندارد كه نظرات بسيار ارزنده اي در ذهن و انديشه ي مردمان استان وجود دارد كه با اين رخداد طبيعي هرچه نكوتر برخورد شود . و عمده غرض اين جانب طرح موضوع بوده وبراي پخته تر شدن  مسئله  به ارائه نظر و راهكار تمام عزيزان و دلسوزان استان نياز است. 

+ نوشته شده در 85/11/17ساعت 10:35 توسط وحيد خلیلی اردلی |