تبليغاتX
از کوچه ی رندی - چند پرسش و چند پاسخ

 1)  ادبیات ما را گاهی فرهنگ عامیانه و "ادبیات فولکوریک" می دانند زمانی بدان عنوان "ادبیات محلی" یا "ادبیات گویشی" می دهند و گاهی هم سخن از "ادبیات قومی" می شود شما کدام عنوان را می پسندید؟

طبعا «ادبیات قومی» می تواند جامع ترباشد.هرکدام از عناوینی که برشمردید حتی اگر از بسامد بیشتری درگفتمان ونوشتمان رسمی و غیر رسمی  برخوردار باشند اما هیچ کدام به اندازه «ادبیات قومی» نمی تواند تمام شاخه های ادبیات یک قوم را با یک تعریف جامعه شناسانه مشخص در برگیرد.

2) از پیشینه ادبیات مردم لر سخن بگوئید آیا میراث ادبی شفاهی لر را می توان "ادبیات" و شعر نامید و همان را پشتوانه شکل گیری یک ادب مکتوب معاصر فرض کرد؟

مگر می توان ادبیات را چیز دیگری هم نامید ؟ چه ادبیات شفاهی و چه ادبیات مکتوب ؟ البته فرصت بیشتری باید باشد تا به بازکاوی تاریخ ادبیات لری وحتی بختیاری با تمام شعوب آن ،پرداخت .اما اگر منظور شما ادبیات مکتوب لر باشد شاید نتوان خیلی پیشینه ای برای آن متصور بود . ادبیات اقوام دیگر نیز تقریبا همینطور است. واین به عواملی مختلفی برمی گردد. اما اگر غرض ادبیات شفاهی باشد طبیعتا ادبیات هر ملتی همزاد همان ملت است. اما اینکه همین میراث گرانقدر می تواند پشتوانه شکل گیری ادب مکتوب معاصر باشد بحث دیگری است . لزوما تمام ابعاد پیشینه ی هر مجموعه ادبی نمی تواند درشکل گیری ادب نو دخیل باشد ( شما فرمودید شکل گیری)  زیرا مقتضیات  زبانی و زمانی در شکل گیری هر مجموعه ادبی نو ، موثر اصلی است.

به موضوع انعکاس ادبیات شفاهی در سبک هندی نگاه کنید و حتی بعدها ادبیات مشروطه . اگر این  را با میزان نفوذ آن در سبک های پیشین ادب فارسی مقایسه کنید می بیند لزوما نمی تواند تاثیر گذار باشد.مگر اینکه به هزار دلیل تاریخی ، سیاسی ، زمانی ، زبانی و غیره

3) ادبیات لری ،تحت هر عنوانی- در روزگار ما چه جایگاهی دارد؟(چه در میان خود مردم لر و چه در میان ادبیات ملی ایران و چه سطوح بین المللی) آیا اصولا پدیده ای به نام «ادبیات لری» شکل گرفته است؟

اول اینکه باید بین شاعران لر  با شاعران لری سرای تفاوتی قائل باشیم . آنگاه انتخاب کنیم که قراراست در حوزه لری سرایی حرف بزنیم. زیرا ما شاعران لر زبان بزرگی داریم که نزدیک به تمامی اشعارشان به زبان فارسی است . به عبارتی دیگر شاعرانی ملی ـ قومی هستند.والبته باید از همین جا به همه ی شان درود فرستاد.اما ظاهرا مقصود شما شعرهای به زبان لری است یا با درون متنی با مولفه های عمدتا  قومی. در این صورت باید گفت که امروزه شعر لری (بختیاری) به  زبان روزمند شعری نزدیک است. در هردو قالب کلاسیک و نیمایی یا سپید آن .اماخرده ای که بتوان به آن گرفت این است که ازتمام کارکترهای زبانی و زمانی ،آنگونه که می بایست،  بهره نبرده است. اصولا شعر شاعران بختیاری آنگونه که حقیر می بیند به اصالت شعری نزدیک است. اما آنچه اتفاق نیافتاده این است که در حوزه ی ادبیات لری یا بختیاری پژوهش های علمی و پخته ای صورت نگرفته ، در دهه های اخیر همراه با تحولی که در حوزه ی بازبینی متون ادبی کهن ،شده پژوهندگان ما سهمی نداشتند. هنوز همایشی به منظور واکاوی ادبیات لری چه شعر چه داستان و غیره برگزار نشده . ما کار انجام نداده ی زیادی داریم و چاره ای نیست جز آنکه با یک نگاه علمی  به کالبد شکافی ادب کهن و معاصر لری و سپس معرفی آن بپردازیم. مشخصا در مورد شعروادب لری هم باید عرض کنم: اصولا شعر قومی و ادبیات قومی دارای خصایص منحصر به فردی است. از جمله آن، اعتراض به نابسامانی های زمانه است. شما در هیچ مجموعه شعر از شاعران قومی به خصوص شاعران لری نمی بینید که از بدهنجاری های فرهنگی زمانه خود در ابعاد مختلفش اعتراض نکرده باشد. این نگاه با توجه به این که اساسا شعر قومی از سانتی مانتالیسم زبانی فاصله می گیرد، کاملا طبیعی به نظر می رسد. اما همانطور که قبلا هم عرض کردم آنچنان که مورد انتظار هست به تمامی هنجارها و ارزش های پذیرفته در جامعه هم خیلی نپرداخته است. 

نکته دیگری که باید عرض کنم این است که ادبیات به طور عام آن باید واگوی دردها و رنجها و شادی ها و شِکوه ها و آرمانهای ملتش باشد چه ادبیات قومی چه ملی و چه جهانی.مگر نه این است که باکالبد شکافی ادبیات ملتهای گذشته به طرز سلوک اجتماعی شان پی می بریم و با زوایای مختلف اندیشه و عمل جوامع گذشته آشنا می شویم. در این راستا شما نمی توانید نمره ای مشخص برای ادبیات هیچ قومی تعیین کنید .کارکرد ادبیات اقوام و ملتها برای انجام چنین مسولیتی مثل نوار قلب در نمایشگر های پزشکی ، فراز وفرود دارد. وطبیعتا  نباید انتظار داشت این فراز و فرود به یک خط ممتد بیانجامد. مگر آن که این خط ممتد در اوج باشد که این سخن آرمانی و دور از دستی است.

4) عوامل بازدارنده رشد و باروری ادبیات قومی لر کدام است؟ این عوامل را هم نسبت به نگاه دولت و ارگانهای فرهنگی به این مقوله، هم نسبت به عوامل درونی ادبیات و زبان لری –به عنوان مثال فقدان پیشینه کتاب و نبودن رسم الخط مناسب ومشترک برای لری و..- و هم نسبت به نقش نخبگان و فعالان لر و.. تحلیل بفرمائید

این پرسش بسیار سنجیده مطرح شده است . جواب در خود آن نهفته است. به نظرم عمده عامل آن  خود پژوهندگان قومی هستند . این وظیفه افراد ،تشکل ها و مسولین محلی است که خواسته خود را به گوش نهادهای تصمیم گیر برسانند . دانشگاه های مناطق لر نشین بایست تاکنون متولی چنین کاری می شدند. در عین حال بنده باور دارم همین مقدار میراث ادبی ما چه مکتوب و چه غیر از آن جای کاربیشتری دارد و البته که به قول ناصر خسرو:

چو توخود کنی اخترخویش را بد          مدار از فلک چشم نیک اختری را

باید که مرکز یا مراکزی باشد که از پژوهش های ادبیات اقوام و نیزادبیات لری  به طور مشخص حمایت کند حمایت همه جانبه،  تا پژوهندگان و دانشگاهیان ما انگیزه ای برای چنین کارهایی پیدا کنند. البته به نظرم زمان آن فرا رسیده است که وزارت علوم و تحقیقات به عنوان یکی از گرایش های زبان و ادبیات فارسی رشته « ادبیات اقوام ایرانی» را به منظور برکاوی و معرفی ادبیات بومی قومیتهای مختلف ایرانی  در دانشگاهها تاسیس نماید.یا اینکه دست کم چند واحد دانشگاهی دروس زبان و ادبیات فارسی را به این موضوع اختصاص دهند. زیرا تقویت ادبیات قومیت های ایرانی در واقع تقویت ادبیات ملی ماست که همان ادبیات فارسی است.

5) پیوند ادبیات قومی ما با دیگر گزاره های فرهنگ قومی از قبیل موسیقی و.. چگونه است و چگونه باید باشد؟

شعر به عنوان برجسته ترین شعبه ی ادبیات ، همسایه دیرینه ی  موسیقی است. موسیقی هم وفادارترین  محمل ادبیات ملت هاست. آنچه در آمیخگی شعر و موسیقی لری می بیند وانمای تمام اطوار ادب و هنر یا اندیشه و عمل مردمان  این تبار نیست. بیشتر باورها و دلبستگی های گذرای مردم در موسیقی ما جا باز کرده است.در حالی که  شور و شیدایی و حماسه ودرد و رنج و شادی و شکوه و... با قامتی استوار در شعرقومی ما دیده می شود.جا دارد فرهیختگان قوم به بررسی بیشتر این موضوع و چگونگی آمیختگی سایر ابعاد معنایی نهفته در شعر لری با موسیقی بومی خویش بپردازند.

06)  عنوان دقیق جشنواره شعر اردل چنین است "اولین وارگه منطقه ای شعر بختیاری؛ تمدار بیت" آنگاه در اطلاعیه جشنواره می خوانیم: «با حضور استانهای چهارمحال و بختیاری، لرستان، کهگیلویه و بویراحمد، اصفهان، خوزستان، همدان و..»

با دقت در استانهای نام برده متوجه می شویم منظور دقیقتر از اصطلاح «شعر بختیاری» همان «شعر لری» است چراکه جغرافیای مذکور شامل جغرافیای لرنشین است (مخصوصا با نام بردن از استانی همچون همدان) چرا طراحان جشنواره عنوان آنرا «وارگه منطقه ای شعر لری» نام ننهاده اند؟

اول اینکه عنوان «جشنواره »برای گردهمآیی های ادبی غلط است و بهتر بود دوستان ما واژه ی رایج «کنگره» را برمی گزیدند اما بعد...این پرسش را بهتر است برگزار کنندگان این کنگره پاسخ دهند. به نظرم با توجه به این که این کنگره نخستین اقدام از نوع خود است به طور طبیعی ایراداتی خواهد اشت که انشا ء الله با حضور تمام نخبگان ادبی لر کم کم برطرف خواهد شد و نمونه های آتی ،هر بار بهتر از قبل شود. به هرحال به برگزار کنندگان این وارگه ادبی باید دست مریزاد گفت.

در پایان اگر جای خالی پرسشی را می بینید به عنوان تتمه سخن بدان بپردازید.

امیدوارم این کنگره(و نه جشنواره!)  بتواند یک آغاز مبارکی برای هم اندیشی شاعران وادیبان لر باشد تا هرچه بهتر و پخته تر به همین دغدغه هایی که شما در سردارید و مطرح کردید ترتیب اثر داده شود. همچنین بر خود فرض می دانم از وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی به خاطر فراهم کردن چنین فرصتی تشکر کنم و نیز به عنوان عضو کوچکی از این تبار بزرگ، از لطف شما و نیز تلاش های شما در شناساندن قابلیتهای قوم لر در دنیای معاصر،صمیمانه سپاسگذارم و توفیقات روزافزون شما را ازخداوند متعال خواهانم.

 

+ نوشته شده در 86/05/24ساعت 0:44 توسط وحيد خلیلی اردلی |