وجود گنجینه ی عظیمی از مثل های سائره و داستانک های جاری در گفتمان قدیم و جدید بختیاری ها نشان می دهد که مردمان این تبار، بسیارخوش قریحه و ذوق بودند و باورها و آیین های خویش را به تار و پود هجاهای دیرین و شیرین خود گره می زدند و آنان را سینه به سینه به نسل های امروزی رسانده اند. گنجایش آوایی، هجایی، زبانی و نیز معنایی و معنوی در عمق جان و تن این تبار به قدری وسیع بوده و هست که در شکار هیچ تصویری شاعرانه یا سخنی حکیمانه یا هشداری آسمانی و اخلاقی و نیز رویکردهای اعتراضی به اوضاع اجتماعی و سیاسی، جا نمی مانده و نمی ماند...
شعر و ادب بختیاری را باید از دو منظر دید، یکی آثاری با گویش بختیاری و دیگر گویشورانی با تولیدات ادبی به زبان قومی و ملی که در عرض و طول این منظر باید پژمان بختیاری، داراب افسربختیاری، ملا زلفعلی کرونی و دکتر قیصرامین پور، علی صالحی، و دیگر بزرگان را با هم دید و سنجید. به لحاظ ریخت برون متنی شعر بختیاری باید تا حدود زیادی بین ترانه ها و دیگر اشعار تفاوت قائل شویم ابراز داشت: ترانه های بختیاری چه آن ها که شناسنامه دارند و چه ابیات بی شماری که بی هیچ نشانه ای و نام خالق اثری در بین مردم جاری و پرکاربرد بودند از نظر بار موسیقیایی و نیز کیفیت هجاها گویای قدمت ودیرینگی این شعبه ی ادبی در میان این تبار است.
نکته ای که بسیار به رونق شعر محلی ما کمک می کند موضوع برگردان شعر به فارسی است و هر شاعری بهتر و بلکه لازم است شعر محلی خود را خودش ترجمه کند و همراه با ترجمه آن عرضه کند. شعرمحلی را باید به بازار نقادی و چکش کاری ادبی ملی رساند، ما باید شعر محلی خود را به هر طریق که شده به دست منتقدان ادبی و شعری بزرگ کشور برسانیم تا توسط ایشان نقب بخورد و نقد شود در غیر این صورت شعرما در حصار زاگرس می ماند... کالبد شکافی بطون مختلف ادبیات اقوام ایرانی و بخصوص ادبیات بختیاری راه را بر شناخت زوایای ناشناخته ادب ایرانی و فارسی هموار می کند.
نکته ی بسیار اساسی تر برای معرفی قابلیت های شعر و ادب بومی و به تبع آن بختیاری، برمی گردد به همت دولت مردان و بخصوص دستگاه های متولی ، دانشگاه ها و وزارت خانه های مربوط و مهمتر از همه شورای عالی انقلاب فرهنگی است، به نظرم باید ادبیات بومی یا ادبیات اقوام ایرانی در دانشگاه ها مورد پژوهش و تدریس قراربگیرد، چه اشکالی دارد ادبیات اقوام ایرانی را به عنوان یک رشته تحصیلی یا به عنوان چند واحد درسی دردانشگاهها تدریس شود.
وی در تشریح این موضوع افزود: در این صورت به طرزی رسمی و دانشگاهی یکی از حلقه های ادبی ایرانی ما که به راحتی نمی تواند در سطح ملی قد بکشد و خود را می نمایاند به این صورت از دل ادبیات تطبیقی اقوام، گوهر های اصیل ایرانی با رنگ و ریخت بومی در دو حوزه ی لفظ و معنا معرفی می شود و برکات آن به کلیت ادبیات فارسی کمک می کند.
+
نوشته شده در
87/12/07ساعت 14:58 توسط وحيد خلیلی اردلی
|